تبليغاتX
جوجو

جوجو

کاش می شد همیشه ورق روزگارمون رو اون طور که خودمون می خوایم ورق بزنیم. کاش می شد ورق روزگار برگرده تا بشه بعضی تیکه هاشو دوباره خوند ، دوباره فهمید و دوباره پاکش کرد.

خدایا کاش می شد وقتی می نوشتی برگ برگ تقدیری رو که برامون مقدر کردی و آرزو می کردی بهترینا رو برام . صبر و یه دل آروم هم برام می خواستی تا دلامون آروم بگیره وقتی توی مصیبت ها می گیره. خدایا نه این که بخوام شکایت کنم نه اما دلم یه جاهایی می خواد یه کم فقط یه کم آروم بگیره یه قرار بعد این همه بی قراری. می خوام بتونم تاب بیارم این همه بی تابی رو.

تویی که می دونی دل هر آدمی تا کجا تاب میاره. خدایا دل من این روزا شیشه ی نازکش ترک برداشته و معطل یه تلنگره تا بشکنه. خدایا نذار بشکنه این شیشه ی نازک دلم. نه اینکه نخوام نه برای اینکه خیلی ها چشماشون برق امیدشون واسه ی من سوسو می زنه. خداجون می دونم توی تک تک ثانیه های درد و رنج کنارم بودی و هستی و در آینده هم تنهام نمی ذاری پس به همین امید به تو توکل می کنم که تویی تکیه گاه همه ی بی پناهیام. ممنونم خدا جون.

 یه جایی این دور و برا می دونم همیشه کنارمی

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 4:26 بعد از ظهر توسط جوجه |


 خدا را تنها زمانی خواهی شناخت که خداوند برایت مسئله "مرگ و زندگی" باشد نه یک پرسش یا کنجکاوی.

                      ......................................................................

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم. وقتی که دیگر رفت ، من در انتظار آمدنش نشستم. وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم. وقتی که او تمام کرد ، من شروع کردم . وقتی او تمام شد ، من آغاز شدم . و چه سخت است تنها متولد شدن ، مثل تنها زندگی کردن مثل تنها مردن …

                    .......................................................................

برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسكوت

                   .........................................................................

این نیز بگذرد...مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی...مثل همه دوست داشتنها که در ته صندوق خاک خورده زمان مخفی شد و گردی از فراموشی پوشاندش...این نیز بگذرد...مثل همه اشکهایی که در انزوا ریخته شد و هیچ کس نفهمیدشان...این نیز بگذرد مثل همه بغض هایی که بی پروا گره کور خوردند و هیچ دست مهربانی هرگز بازشان نکرد...این نیز بگذرد مثل گذر تلخ ثانیه ثانیه های تنهایی و بیقراری و دلتنگی برای اویی که میدانی باید تنهایش بگذاری ...این نیز بگذرد مثل زندگی...

                      ......................................................................

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط جوجه |


محکوم

 عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود

یعنی فراموشی

قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند

قلب شروع کرد به طرفداری از عشق

آهای عشق مگر تو نبودی که هرروز آرزوی دیدن او را داشتی

ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی

و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید؟ حالا چرا این چنین با او مخالفید؟

همه اعضا روی برگرداندند وبه نشانه اعتراض جلسه راترک کردندتنها(عقل وقلب) درجلسه ماندند

عقل گفت:دیدی قلب همه از عشق  بیزارند

ولی من متحیرم که باوجودی که عشق بیشتراز همه توراازرده چراهنوزازاو حمایت می کنی؟

قلب نالیدکه من بدون عشق دیگرنخواهم بود

و تنهاتکه گوشتی که هرثانیه کارثانیه کارقبل را تکرار کنم

و فقط با عشق می توانم یک قلب واقعی باشم

پس من همیشه ازاو حمایت خواهم کرد

حتی اگرنابود شوم ......   

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 10:34 قبل از ظهر توسط جوجه |


من آنقدر واژه فرسوده ام، آنقدر کلمه هدر داده ام، آنقدر نقطه گذاشته ام تا تو را به تصوير بکشم،
من آنقدر بي آرزو ماندم، بي رويا، بي خيال تا تو شوي آرزويم، رويايم و خيالم،
من آنقدر بي بهانه نوشته ام، بي بهانه خوانده ام، بي بهانه زندگي کرده ام،
من آنقدر فرياد زدم براي آمدنت، که ديگر هيچوقت نخواهي آمد،
حتي در خوابهايم...!

..........................................................

حســــــــــــــــــــــــرت

دنيا را بد ساخته اند کسي را که دوست داري، تورادوست نمي دارد . کسي که تورا دوست دارد

،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين

هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است زندگي يعني اين....

(شهید دکترعلی شریعتی)

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:53 بعد از ظهر توسط جوجه |


     

يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه مي شكنه .

يه كبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .

يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساكت ميشه .

يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .

يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ كس نمي چسبه .

يه دفتر نقاشي بايد خط خطي باشه وگرنه با كاغذ سفيد فرقي نداره .

يه جاده بايد انتها داشته باشه وگرنه مثل يه كلاف سردرگمه .

يه قلب پاك هميشه بايد به يه نفر ايمان داشته باشه وگرنه فاسد ميشه . 

                ........................................................................

يه روزي ديدي كسي برگشت و نگاهت كرد ، بدون كه براش مهمي اگه يه روز وقتي خنديدي و كسي نگاهت كرد، بدون براش قشنگي اگه يه وقتي گريه كردي كسي برات اشك ريخت ، بدون براش عزيزي اگه يه وقتي افتادي و با عجله اومد دستتو گرفت ، بدون دوستت داره اگه يه روز وقتي تو رو با كسي ديد و رفت سراغت نيومد ، بدون عاشقته ... !!! تقديم به اوني كه دوسش دارم نمي دونه تقديم به اوني كه دوسم داره و نمي دونم

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط جوجه |


دلم مي خواد يه چيزي رو بدوني


ديگه نه عاشقي نه مهربوني منم ديگه تصميمم رو گرفتم


اصلا نمي خوام كه پيشم بموني


ديشب كه داشتم فكرام و مي كردم
ديدم با تو تلف شده جووني


يه جا يه جمله ي قشنگي ديدم
عاشقو بايد از خودت بروني


چه شعرايي من واسه تو نوشتم
تو همه چيز بودي جز آسموني


يادت مياد منتم رو كشيدي ؟
تا كه فقط بهت بدم نشوني ؟


يادت مي اد روي درخت نوشتي
تا عمر داري براي من مي خوني ؟


يادت مياد حتي سلام من رو
گفتي به هيچ كس نمي رسوني


حالا بيار عكسامو تا تموم شه
اگر كه وقت داري اگه مي توني


نگو خجالت مي كشي مي دونم
تو خيلي وقته ديگه مال اوني


خوش باشي هر جا كه مي ري الهي
واست تلافي نكنه زمــــــــــــــوني........

                                


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 7:52 بعد از ظهر توسط جوجه |


اگر میبینی که زنده ام،نفس میکشم،تنها به خاطر وجود توست....اگه میبینی شادم،خندانم  با وجود این همه غمی که در دل دارم تنها با امید با تو بودن است....اگر میبینی آرامم و بی تابم،ساکت و گوشه گیر فقط به خاطر عشقیست که از سوی تو در دلم نشسته....اگر دیدی گریانم،خسته ام،پریشانم بدان که دلم بدجور هوای تو را کردهو دیگر طاقت دوری ندارد...اگر دیدی نیستم ،نه صدایی نه خبری بدان که از عشق تو مرده ام............... 

                                            

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط جوجه |


دوستی مثل ایستادن تو سیمان خیسه .....

هر چه قدر بیشتر بمونی رفتنت سختتره؛اگر هم رفتی جای پاهات واسه ی همیشه میمونه!!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط جوجه |


                                          

گفتی تو هم برام بنویس اما …

خواستم از عشق برات بنویسم، دیدم تو خود عشقی و واسه عشق که نمیشه از عشق نوشت !

خواستم از عاشقی بنویسم، دیدم که تو منو عاشق کردی و خودت عاشق نشدی تا بتونی منو درک کنی

خواستم از دل بنویسم ، دیدم تو دلبری و ترسیدم این دل رو هم مثل دل من عاشق کنی

خواستم از دلتنگی بنویسم ، گفتم تو که عاشق نیستی تا بدونی دلتنگی چیه

 

پس گفتم بزار از دوست داشتن بنویسم، چون با دوست داشتنه که همه حرفای منو می فهمی و درک میکنی  حالا اگه میخوای بدونی عشق، عاشقی، دل، دلتنگی، چیه؟  فقط کافیه انقدر که من تو رو دوست دارم، تو هم منو دوست داشته باشی .........

که میدونم غیر ممکنه تو بتونی اونقدری که من دوستت دارم دوستم داشته باشی!!!! 

 اگر میتوانستم

بزرگترین آرزوی من، کوچکترین آرزوی توست پس

کوچکترین غم تو، بزرگترین غم من است....i love you

 

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط جوجه |


اگر مي دانستي كه چقدر دلتنگ تو هستم درجه ي ديوانگي ام را به چشم خود مي ديدي
اگر مي دانستي كه لحظه هاي حضورت ، تيك تاك ساعت زمان زندگي از كار باز مي ايستد
امواج طوفاني نگاهم را كه زير پلكهاي پراز اشكم پنهان است حس مي كردي
اگر مي دانستي كه صداي ضربان نفسهايت در قلب بيقرارم ، حكايت دلواپسي ها را نقش مي بندد
تمام قصه هايي را كه در طول دوبهار براي رؤياهايم ساختم ، لمس و باور مي كردي
اگر مي دانستي كه طنين ناز صدايت ، فصل فصل كتاب زندگي ام را رنگين و زيبا مي كند
آنگاه تمام اشكهاي غريبانه ام براي دل شيشه اي و نازكت معنا مي شود
اگر مي دانستي كه لرزش ضربان قلبم براي ضربان قلب عاشقت چگونه هراسان مي تپد
عشق را در امواج نگاههاي بي تابي و دلنگراني هايم مي ديدي و حقيقت درونم را روشن مي گرفتي
اگر مي دانستي كه چقدر بيقرار و دلتنگ تو و لحظه هاي شيرين بودن و حس كردنت هستم
تپش موج هاي عاشقي را در چشكانم حس مي كردي و مي دانستي كه چقدر چشم به راه توام
اگر مي دانستي كه حتي با وجود بودنت و حس كردنت بازم هميشه و هرلحظه دلتنگ توام
مي ديدي كه يك ديوانه چگونه براي حضور تو و نفسهايت پرپر مي شود و هرلحظه اشك مي ريزد
آري من چشم به راه توام اي ماه تابان هستي و بي كسي هاي عاشقي غريب
من بي تاب و بيقرار لحظه هاي بودنت هستم اي ستاره ي چشمك زن و روشن شبهاي تارم
من زنده به عشق توام ، پايبند به نفس هاي توام ، و در انتظار حضور ديدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس هاي تو زنده هستم و با حرفها و لبخندهاي آسماني تو جاني تازه ميگيرم
آري من بي تو هيچم اي اولين و آخرين و تنها عشق ماندگار ...................
بخشي از نوشته هاي يك ديوانه
و قسمتي از كتاب عشقي كه شايد هيچ وقت و هيچ جا چاپ نشود......

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط جوجه |


ای کاش تنها امید زندگی

میتونستم فراموشت کنم

یا که همچون آتش سوزان دل

در نهیب سینه خاموشت کنم

کاش آن شب در گلستان خیال

ای گل زیبا نمیچیدم تو را

تا نسوزم در خزان آرزو

کاش هرگز نمی دیدم تو را........ooooooooخداحافظ

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 3:31 بعد از ظهر توسط جوجه |


برایت بارها باید بگویم که در رگهای من جاری شدی چون خون که از من ساختی بار دیگر مجنون شاید از شکوه خانمان سوز برایت بارها باید قسم ها یاد کرد برایت بارها باید قسم ها یاد کرد برایت بارها باید سر سجده فرو برد ز دست تو به تاریکی کوهستان غم باید سفر کرد به پیش پای تو شاید که چون یک مشت خاک بی بها گردم ,برای قلب تو شاید خدا گردم،نمیدانم که در جای نگین زرین کلاهت جای میگیرم و یا در زیر پاهای تو بی رحمانه می میرم..

نمیخواهم بدانم بعد از سالهای سخت و دشوار بعد از روز های تلخ و شیرین زمان مردنم آیا خدا جانم را در آغوش تو میگیرد و یا این آرزو در نطفه می میرد........

                                                

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 3:7 بعد از ظهر توسط جوجه |


                                  

                                        انواع بوس:1-بوس از لوپ=دوست داشتن.

2-بوس ازپیشانی=آرامش

.3-بوس ازلب=عشق.

4-بوس از بازو=شوخی.

5-بوس از گردن=نیاز...

 kiss

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:9 قبل از ظهر توسط جوجه |


سلام خوشگلا من نازی مدیر وبلاگ جوجو هستم ....خیلی دوستون دارم
منتظر نظرات شما دوستان عزیزم هستم
اینم IDمن:jojo_pishol
احساس غریبی مکن اینجا که رسیدی,این کلبه ی ناچیز تعلق به تو دارد..........
خوش اومدید به کلبه ی جوجــــــــــــــــو^^^^^


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

هفته اوّل مهر 1388

هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388


Links

یک پسر خوب!!!
پروانه احساس
یادداشت های من
سر قفلی
دوست دارم2تا
منصور و مهر
boy jigar
پسران بد
طنز+( جوكستان شلم شوربا ) +طنز
منطقه آزاد
Shaddel
جایی برای با هم بودن
(( با مزه بیا تو ))
ملوس
من و تنهایی
درایت پنهان
می خوام ابی باشم مثل اسمون
(دبستان محدث قمی) متولدین67و66
.•:*:•."اینتر موزیک ".•:*:•.
پالیک
پویا
هر چی عشقته
سقوط عشق
نیما
ساده دلان
fifi joooonam
بچه های اهواز
نایت گالری
قالب های نایت اسکین